Canale
فشنگهام تموم شد.چراغا رو خاموش کن، بیا بغلم
Aggiornato: 2026-07-15
در آستانهی سال نو و حول حالنای میلادی هستیم. مثل سالهای قبل هیچ اتفاق رو به بهبودی در جهان رخ نداده است. نیروهای شر کماکان در حال زندهماندن هستند و نیروهای خیر یکی پس از دیگری م…
روز یکشنبه که هوا به شکل شکنجهآوری سرد بود، مامور شدم تا چهار تا پسربچهی ده دوازده ساله را از اینور شهر ببرم آنور شهر. با خودم فکر کردم احتمالا کار سختی نیست و بچهها فرشتهاند…
در دوران تعطیلات هستیم. دو روز تعطیلی عید شکرگزاری که خورده تنگِ آخر هفته و شده چهار روز تعطیلات پشت سر هم. مغز و بدن من خیلی به این همه تعطیل بودنِ پشت سر هم عادت ندارد. از صبح دا…
امروز سر ناتاشا داد زدم. همکارم. همان که خیلی حرف میزند و گربهاش را از شوهرش بیشتر دوست دارد و عاشق آرماتور و غلتک پاچهبزی است. همان. صدایم را برایش بردم بالا و با تحکم بهش گفتم…
Bandiere — paesi in cui la nostra rete di osservatori su Telegram ha registrato la comparsa di questo annuncio in questo canale. Non è il paese di targeting dell'inserzionista: Telegram mostra gli annunci sponsorizzati in tutto il mondo, e noi annotiamo soltanto dove l'annuncio è apparso nel feed. Il paese principale del canale (in base alla sua lingua) è evidenziato in blu; le comparse rare (meno del 5%) sono raggruppate in «+N».
خیلی سال پیش تیام برایم یک پیدیاف پنجاه صفحهای فرستاد از اکتاویو پاز در باب «تنهایی». اسمش دیالیکتیک تنهایی بود. گمانم تا حالا پنج بار آن را خواندهام. به هر حال اگر از طعم قرمه…
اتوبان هفتادوپنج راه هر روزهی من برای رسیدن به محل کارم است. یک اتوبان شمالی جنوبیِ ترافیکزده. برنامهی زمانی رفت و آمدم هم با حضرت خورشید هماهنگ است. صبح که میرسم توی اتوبان …
مصطفی! هفتههاست که ننوشتهام. سالهاست که برای تو ننوشتهام. نمیدانم چه شد که دست از نوشتن برایت برداشتم. الان هم قرار نیست بنویسم. نه برای تو و نه برای خودم یا هیچ کس دیگری. فقط…
این نوشته صرفا برشی از رنج دو ساعت گذشتهی من است و هیچ نتیجهی اخلاقی به دنبال ندارد. دارم میروم سفر. سوار هواپیما شدم. خوابم میآید. صندلی من کنار پنجره است. خوشحالم که قرار است…
